چقدر فکر کردن به یک نفر که در دسترس نیست سخته
چقدر سخته که هر روز بهش فکر کنی
چقدر سخته که هر ساعت ، هر لحظه ، هر دقیقت اون باشه
حتی خواب رو هم ازت گرفته باشه
و چقدر از همه اینها سخت تره که این همه دلتنگ باشی و بدونی حالا حالا ها دستت بهش نمیرسه.
چقدر سخته که تمام مدت منتظر اومدن یک نفر پای صفحه چت که تنها راه ارتباطیه باشی، ولی دقیقا لحظه ای که اومده که با هات صحبت کنه تو پشت کامپیوتر خوابت برده باشه.
جالبه که ، در حالی که خوابیدی بازم داری خوابشو میبینی ، وقتی از خواب بیدار می شی اولین چیزی که می بینی اینه که یک نفر که یک هفته تمام منتظرش بودی اومده و پیغامی نوشته :
سلام محمد رضا ….
کجایی ؟
می خواستم باهات صحبت کنم ولی نیستی ..
بعد اونجاست که چوب دستی زندگی تا ما تحت آدم فرو میره و یادت میاد که باید دوباره یک هفته صبر کنی …ای زندگی ..دستم بهت برسه انتقام خودم رو که هیچی انتقام ما تحتم رو هم ازت میگیرم ..
کاش حد اقل زندگی انقدر نامرد نبود…یعنی مثلا وقتی میدید که دهنت از جاهای دیگه همینجوری داره سرویس میشه دیگه از این نظر بهت فشار نمیداد…به قول خودمون دیگه داداش چرا دست میزاری رو نقطه ضعف آدم؟
Scheißegal
رفت تا هفته دیگه …

بیان دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته